جستجو
   
    Delicious RSS ارسال به دوستان خروجی متنی
    کد خبر : 24494
    تاریخ انتشار : 14 فروردین 1392 10:33
    تعداد بازدید : 953

    پیش نیازهای اساسی تحول نظام مالیاتی کشور

    جز در کشورهای کمونیستی مانندکوبا و کره شمالی، و دولت های نفتی، شاید بتوان گفت نظام مالیاتی مهمترین بخش حاکمیت است؛ د زیرا تأمین کنندة اصلی مخارج ادارة کشور است. نظام مالیاتی یک ارگان بسیار پیچیده مرکّب از ماهیتهای گوناگونِ اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، قضایی و بوروکراتیک است.

       در ایران چند سالی است به خاطر طرح تحول اقتصادی، تحول نظام مالیاتی نیز در دستور کار قرار گرفته است و بدین منظور ده‌ها پروژة بزرگ و کوچک که عمدتاً پیرامون بهبود روش‌ها و رایانه‌ای شدن روال‌های کاری دستگاه مالیاتی کشور تعریف شده‌اند، در دستور کار قرار گرفته است که مانند بقیه پروژه های کشور، خیلی کند و لاک پشتی پیش می‌رود. ممکن است برخی دست اندرکاران اعتقاد داشته باشند با اجرای این پروژه‌ها، به‌ویژه سامانة ITS، نظام مالیاتی کشور متحول خواهد شد. اگر چه اجرای این پروژه‌ها در بهبود عملکرد دستگاه مالیاتی بی تأثیر نیست، امّا در این نوشتار کوتاه می‌خواهیم روشن کنیم تحول اساسی در نظام مالیاتی کشور مستلزم تغییر 180 درجه‌ای در دو رکن اساسی آن است.

    اول: اظهارنامه مالیاتی؛ بدین معنی که هدف از تنظیم و تسلیم «اظهارنامه» عمدتاً برای «پس‌گرفتن» مالیات باشد نه برای «پرداخت» مالیات!

    دوم: مأموریت اصلی دستگاه مالیاتی؛ بدین ترتیب که سازمان امور مالیاتی کشور به عنوان معتمد حاکمیت و امین ملت، رسالت و مسئولیت اصلی خود را در این جهت تغییر دهد که اظهارنامه‌های مالیاتی را برای «پس‌دادن» مالیات اضافی به مؤدیان ممیزی کند و برگ تشخیص برای تعیین مقدار مالیاتی که باید به مؤدیان «بازپرداخت» شود، صادر کند.

    لزوم تغییرات 180 درجه‌ا‌ی فوق، که در ادامه ابعاد و اثرات آن تشریح می‌شود، از بررسی نظام های مالیاتی چندین کشور توسعه یافته و تازه صنعتی شده (NIC) توسط نگارنده و گروهی از کارشناسان خبره همکار وی استنباط شده و از پشتوانه مطالعاتی کافی، استدلال‌های قوی و تحلیل های روشن برخوردار است.

    هدف از تسلیم اظهارنامه در کشورهای پیشرفته؛ برگشت دادن اضافه مالیات پرداختی به مؤدی
    در نظام‌های مالیاتی ممالک پیشرفته، کارکرد اصلی و فلسفه تسلیم اظهارنامه مالیاتی، پرداخت مالیات نیست بلکه عمدتاً پس گرفتن مالیات است. به همین علت اظهارنامه را Tax Return (برگشت مالیات) نام نهاده‌اند. مطالعه نظام‌های مالیاتی کشورهای پیشرفته نشان می‌دهد بین 80 تا 90 درصد اظهارنامه‌ها منتهی به بازپس‌گیری مالیات توسط مؤدیان می‌شود. به عنوان نمونه در کشورهای آمریکا و استرالیا، که دو کشور از چندین کشور موضوع مطالعه ما بوده‌اند، به ترتیب 80% و 90% اظهارنامه‌های مالیاتی منتهی به بازپرداخت مالیات به مؤدیان (Tax Refund) می‌شود.
    (www.taxback.com/USA-tax-refund.asp و www.taxback.com/au-tax-refund.asp)

    معنای این نسبت‌ها این است که نظام‌های مالیاتی ممالک پیشرفته، به گونه ای طراحی شده‌اند که در طول سال، در گلوگاه‌های گوناگون و پراکنده در سطح جامعه، در نقاط فعالیت‌های منتهی به کسب یک درآمد یا نقل و انتقال یک دارایی، از اشخاص حقیقی و حقوقی مالیات کسر می شود که غالباً علی الحساب است. در پایان سال مالی، هر شهروند بر اساس قانون، با انعکاس وضعیت درآمدها و هزینه‌های یک‌ساله خود در اظهارنامه‌ مالیاتی، استحقاق خود را برای بازپس‌گیری بخشی از مالیات‌های پرداختی اثبات می‌کند و مازاد مالیاتِ پرداختی را بازپس می‌گیرد.

     

    نقش وارونه اظهارنامه مالیاتی در ایران

    در جهان پیشرفته، در اغلب موارد، اظهارنامه مالیاتی گزارشی مستند است که اشخاص حقیقی و حقوقی در موعد مقرر (Tax Season) آن را تنظیم می‌کنند و با ذکر دلیل، استحقاق خود را برای بازپس‌گیری بخشی از مالیاتی که در طول سال مالیاتی، به علل گوناگون از آنها کسر شده است، اثبات می‌نمایند و مالیات اضافه را پس می‌گیرند. امّا در کشور ما، برعکس این روال اصولی، اظهارنامه مالیاتی سندی است که باید هرساله در موعد مالیاتی، توسط مؤدی تنظیم شود و وی در آن به دارایی‌ها و درآمدهای مشمول مالیات خود، که دولت قادر به شناسایی آنها نبوده، «اقرار و اعتراف» کند و حسب مورد اسناد مربوطه را نیز پیوست نماید و همراه با تسلیم اظهارنامه، مقدار مالیاتی را که بر عهدة خویش به آن اقرار نموده بپردازد. طبیعی است که بخش اعظم مؤدیان در ایران، از تنظیم و تسلیم اظهارنامه مالیاتی شانه خالی کنند.

    همین که دولت‌های مترقی، اظهارنامة مالیاتی را Tax Return یا (برگ) برگشت مالیات نام نهاده‌اند، اهداف مهمی داشته‌اند؛ از همه مهم‌تر این بوده که برای شهروندانشان جهت تنظیم و تسلیم اظهارنامة مالیاتی انگیزه و شور و شوق پدید آورند و امکان و انگیزةه مالیات گریزی را به حداقل برسانند.

    مقایسه مأموریت دستگاه مالیاتی ما با دستگاه مالیاتی کشورهای پیشرفته

    مسئولیت اصلی دستگاه مالیاتی کشورهای برخوردار از نظام مالیاتی پیشرفته در اکثر موارد (حدود 80 تا 90 درصد موارد) این است که اظهارنامه‌های تسلیمی شهروندان را «ممیزی» کنند تا «تشخیص» دهند طبق قانون چه مقدار از مالیاتی که در طول سال از آنها کسر شده تکلیف آن‌ها بوده و چه مقدار باید به آن‌ها بازپس داده شود، ندرتاً نیز ممکن است اظهارنامه مالیاتی حاکی از بدهی مالیاتی باشد. در نظام‌های مالیاتی پیشرفته، «ممیزی و تشخیص» بیش‌تر برای این است که اضافه مالیات پرداختی مؤدی را تعیین کنند و به او برگردانند.

    در ایران، مسئولیت دستگاه مالیاتی برعکس است، و عمدتاً برای تعیین مقدار مالیاتی است که به نظر ممیز مالیاتی، مؤدی در اظهارنامه‌اش از اعلام آنها طفره رفته و باید بپردازد. با توجه به وارونگی هدف از «ممیزی و تشخیص» در نظام مالیاتی ما، در بسیار از موارد مشاهده می شود که این فرآیند، تاحدودی به فضای مچ گیری و تعقیب و گریز مالیاتی میان ممیزان و مؤدیان انجامیده است.

    در امتداد تفاوت زیادی که میان هدف از «ممیزی و تشخیص» مالیات در ایران و جهان وجود دارد، تفاوت 180 درجه‌ای میان مأموریت دستگاه مالیاتی ایران با نظام‌های مالیاتی مترقی مشاهده می‌شود.

    مؤدی ایرانی بدهکار، مؤدی خارجی طلبکار

    به خاطر «ضعف ساختاری» نظام مالیاتی ما، اکثریت مؤدیان ایرانی هنگام تسلیم اظهارنامه در فصل مالیاتی، بدهکار مالیاتی‌اند، ولی در کشورهای توسعه یافته اکثریت مؤدیان طلبکار مالیاتی‌اند. بنابراین چون شهروند ایرانی باید اظهارنامه بدهد تا مالیات بپردازد، اکثراً اظهارنامه نمی‌دهد ولی چون شهروند خارجی اظهارنامه می‌دهد تا مالیات پس بگیرد، اکثراً اظهارنامه میدهد.

    این کالبد شکافی خط بطلانی است بر این تصور رایج در میان ما که شهروندان کشورهای پیشرفته را دارای فرهنگ مالیاتی مترقی می‌دانیم و تکاپوی آنها را برای تسلیم اظهارنامه مالیاتی صرفاً از باب مدنیت تلقی می‌کنیم؛ غافل از این که در کشورهای توسعه‌یافته تسلیم اظهارنامه مالیاتی موافق طبع منفعت طلب بشر است و در کشور ما مخالف آن.

    در نظام‌های مالیاتی پیشرفته اگر تجسس و تعقیب و گریز و سخت‌گیری هم پیش‌آید غالباً با معدودی متخلفان بزرگ و تبهکاران مالیاتی است نه با اکثریت شهروندان و مؤدیان، زیرا این اکثریت اغلب طلبکار مالیاتی‌اند نه بدهکار و برای مؤدی طلبکار، مالیات گریزی بی‌معناست.

    طرح تحول نظام مالیاتی کشور

    به نظر نگارنده چون طی چندین دهه گذشته هزینه اداره کشور با فروش نفت تأمین شده است، هیچ کدام از دولت‌ها برای برپایی نظام مالیاتی قدرتمند و کارامد احساس نیاز نکرده‌اند. مردم نیز عمدتاً به جای کار جدّی، تولید ثروت و پرداخت مالیات، مستقیم و غیرمستقیم از درآمدهای نفتی بهره برده‌اند. از این رو هیچ گاه «مالیات» در ایران نقش اصلی و واقعی خود را پیدا نکرده و پایه‌های نظام مالیاتی ما از خشت اول کج گذاشته شده و هرچه جلوتر آمده‌ایم انحراف و کژی بیش‌تر شده است.

    تحول و اصلاح اساسی نظام مالیاتی ما، در گرو تصحیح رویکردهای کلان حاکم بر نظام مالیه عمومی است. نظام مالیاتی ما باید قادر شود مالیات بر درآمد و دارایی اشخاص را در طول سال در گلوگاه‌های رخداد معامله یا درآمد، که در سطح جامعه پراکنده است کسر کند، تا مؤدیان در پایان هرسال، به انگیزه باز پس‌گرفتن مالیات اضافی پرداخت‌شده، با انگیزه کافی اظهارنامه مالیاتی خود را ارائه کنند. در کشور ما چون فشار تشخیص و وصول مالیات‌ها اغلب به یک نقطه زمانی و مکانی یعنی در پایان سال مالیاتی به سازمان امور مالیاتی کشور وارد می‌شود، وجود این همه نابسامانی، ناکارآمدی، فساد و بی عدالتی در نظام مالیاتی کشور طبیعی است.

    تحول مفهومی و رویکردی عناصر یک سیستم، منطقاً مقدم بر توسعه ابزاری آن است. بدون اصلاح ساختار کنونی نظام مالیاتی و نقش عناصر کلیدی آن، از جمله باز تعریف مأموریت اصلی دستگاه مالیاتی و تغییر نقش وارونه اظهارنامه مالیاتی، که در حال حاضر 180 درجه مخالف منطق حرفه‌ای و رویکردهای نظام‌های مالیاتی پیشرفته و جاافتاده جهان است، پروژه‌های طرح جامع مالیاتی از جمله ITS ، گرچه به نوبة خود کار لازمی است، امّا نظام مالیاتی ما را چندان متحول نخواهد کرد و صرفاً پوششی بر اسکلت پوسیده نظام مالیاتی ما خواهد کشید.

    جمع بندی و نتیجه گیری

    شما خود این مقایسه ها را حلاّجی کنید تا ببینید چرا در نظام مالیاتی ایران بی‌عدالتی و نرخ مالیات‌گریزی این‌قدر بالاست تا حدی که با ملاحظه تکالیف مقرر در قانون و جمعیت کشور می توان حدس زد حدود 75 تا 80 درصد اشخاص ایرانی اظهارنامه مالیاتی نمی‌دهند و آن‌هایی هم که به ناچار اظهارنامه مالیاتی می دهند، اکثراً اظهار نامه‌هایشان درست و کامل نیست. اقتضای طبع بشر جمع مال است نه بذل آن؛ بنابراین نباید از مردم انتظار داشته باشیم پاپیش گذارند و اظهارنامه بدهند تا مالیات بپردازند. درحالی که ساختارهای نظام مالیاتی ممالک پیشرفته هماهنگ با این طبیعت بشری طراحی و برپا شده است.

    تا زمانی که دستگاه مالیاتی ما پوستین رسالت و مأموریتش را وارونه پوشیده، و تا وقتی که هدف از تسلیم اظهارنامه مالیاتی در ایران خلاف روال اصولی و مغایر با طبع منفعت طلب بشر است، تحول اساسی در نظام مالیاتی ما رخ نخواهد داد و مالیات گریزی اکثریت مؤدیان ازبین نخواهد رفت و چالش-های فراوان میان ممیزان و مؤدیان پایان نخواهد یافت و سرگردانی مؤدیان در مراجع چندگانه پذیرنده انبوه اعتراضات و شکایات مالیاتی نیز هم‌چنان ادامه می‌یابد. انشاءالله با همت و تدبیر مسئولین کشور، طرح تحول نظام مالیاتی به درستی طراحی و اجرا شود.

    __________
    *پژوهشگر حوزه دولت الکترونیک

     

    به نقل از :

    http://www.ecnn.ir/mobile/shownewsmobile.aspx?id=1309


    نظر شما



    نمایش غیر عمومی
    تصویر امنیتی :
تعداد بازدید کنندگان کل :
تا کنون :
28160413
اکنون :
190